الشيخ رسول جعفريان

241

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

همو برادر ، وصىّ و خليفهء من در ميان شما خواهد بود ؛ ( يكون اخى و وصيّى و خليفتى فيكم ) امام مىافزايد : در آن گروه ، تنها من پاسخ مثبت دادم . آن حضرت نيز مرا به عنوان وصى و خليفه خود خوانده و فرمود : سخن او را گوش كرده او را اطاعت كنيد . حاضران خنديدند و به ابوطالب گفتند : به تو دستور داد تا از فرزندت تبعيت كنى . « 1 » طبرى همين روايت را در تفسير خود نيز نقل كرده ، جز آن كه بجاى جملهء بالا ، چنين آورده است « فأيُّكم يُوازِرنى عَلى هذا الأمر على أنْ يَكون أخى و كذا و كذا » . « 2 » اين تحريفى آشكار در يك خبر تاريخى مهم است . دعوت عشيرهء نزديك ناشى از تكليفى بود كه خداوند بر عهدهء رسول خود نهاده بود . از نظر اجتماعى و شرايط حاكم بر مكه ، بايد گفت دعوت از عشيره در اولويت كامل قرار داشت چرا كه : اوّلًا عشيرهء ، از نزديك با خُلْق و خوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آشنا بوده و بيش از همهء اعراب ديگر ، صداقت او را باور داشتند . طبيعى بود كه در شرايط عادى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىتوانست از اين وضعيت بهره بردارى كند ، گر چه موانعى نيز بر سر راه وجود داشت . ثانياً ايمان عشيره به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم افزون بر احساس عاطفى قبيله‌اى آنان نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . بنى عبد المطلب به جز يكى دو مورد ، جانبدار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند ، اگر آنان ايمان مىآوردند در كنار اين احساس عاطفى ، مىتوانستند حاميان بسيار استوارى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باشند . نبايد ترديد كرد كه بسيارى از بنى هاشم گرچه در آن محفل با دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم موافقت نكردند ، اما به تدريج مسلمان شدند ، حتى اگر به ظاهر اسلام خود را اعلام نكرده و بعدها به زور در جنگ بدر شركت كردند ، همواره اين گزارش مطرح بوده كه بيشتر آنان در باطن اسلام را پذيرفته بودند . كسانى چون ابولهب نيز كه در برابر آن حضرت ايستادند ، ترس از نابودى بنى هاشم توسط ديگر اعراب را داشتند . « 3 » ثالثاً عشيرهء نزديك انتظار آن را داشتند تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنان را كه خويشان نزديكش بودند ، در يك جلسهء خصوصى با رسالت خويش آشنا كند . اگر چنين نمىكرد چه بسا از طرف خويشان متهم بود كه به قوم و خاندان خويش بىتوجهى كرده است . رابعاً بايد به اين امر توجه كرد كه اگر عشيره نزديك او را بپذيرند ، ديگر قبايل به اين

--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، صص 321 - 320 ؛ مجمع البيان ، ج 7 ، ص 206 ( خليفتى فى أهلى ) از تفسير ثعلبى . ( 2 ) . تفسيرالطبرى ، ج 19 ، ص 75 ؛ ذهبى نيز روايت مزبور را با همان سند آورده اما قسمت اخير روايت راحذف كرده است ؛ نك : السيرة النبويه ، ذهبى ، ص 145 ( 3 ) . نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 119 - 118